دوست داشتن

کاشکی می شد بهت بگم چه قدر صداتو دوست دارم

چه قدر مثل بچگی هام لالایی اتو دوست دارم

سادگی هاتو دوست دارم

خستگیاتو دوست دارم

چادر نماز و زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

کاشکی رو طاقچه دلت اینه وشمعدون می شدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون می شدم

کاشکی می شد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه اسمون نرگس و یاس تو باغ دستهات بشونم

لالایی لالایی لا لا لا

بخواب که می خوام تو چشات ستاره هامو بشمرم

لا لایی لالایی لا لا لا

پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب اگه بد ... با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی با تو برام چیدنیه

مادر

می خوام بهت بگم چه قدر صداتو دوست دارم

لالایی هاتو دوست دارم بغض صداتو دوست دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:30  توسط امیر | 

فقط بزار ببینمت فقط همین . همین و بس

بخوای نخوای دیگه شده دیدن تو گلم نفس

فقط بزار ببینمت دیگه اینو ازم نگیر

هر چی بگی هرچی بخوای.حتی اگه بگی بمیر

فقط بزار ببینمت . فقط بزار ببینمت

من از تو چیزی نمیخوام غیر نگاهی مهربون

فقط یه لحظه داشتنت به من دوباره میده جون

من از تو چیزی نمیخوام داشته هامم میدم به تو

از جون بگیر تا نفسم همش رو بخشیدم به تو

فقط بزار ببینمت . فقط بزار ببینمت

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:29  توسط امیر | 
 لا لالالا نخواب دنيا خسيسه

 

           واسه كم آدمي خوب مي نويسه

 

        يكي لبهاش توخوابم غرق خنده است

 

         يكي پلكاش توخوابم خيسه خيسه

 

              لا لالالا نخواب عاشق يه سيبه

 

           هميشه سرخ و تب دار و غريبه

         

      تا اون بالاست رسيده است ولي تنهاست

 

      پايين هم كه مي افته بي نصيبه . . .

 

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:28  توسط امیر | 

 

 

قـلـــب عاشــــــقم...

لحظه ها ی خوش عاشقانه ات را لحظه شماری میکند

پس عاشقانه فریاد میزنم بیا که دوریت برای

من عاشق

مثل دوری یه پرستوی عاشقست........

به صداقت چشمانم قسم عاشقانه می گویم

به پاکی قلبم قسم عاشقانه می گویم

به طراوت باران قسم عاشقانه می گویم

که عاشـــــــــقانـــــه تا ابــــــــد دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:27  توسط امیر | 

WwW.Bo2Eshgh.Blogfa.CoM

 

                           دل به امید ببند


                      نا امیدی کفر است 


                  چشم ما بر فرداست


                        ز تبسم مگریز

 

   درد دندان تو در غنچه ی لبها زیباست . . .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:27  توسط امیر | 

                     با تو من همیشه میمونم

                        شعراتو تا ابد میخونم

                     منو دوست نداری میدونم

                        میدونم نداری میدونم  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:26  توسط امیر | 

   خسته شدم میخواهم در آغوش گرمت آرام گیرم

   خسته شدم بس که از سرما لرزیدم بس که این

   کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم

              پاهایم به من میخندند ........

 خسته شدم بس که تنها دویدم .اشک گونه هایم

         را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن ...

   میخواهم با تو گریه کنم...خسته شدم بس که

    تنها گریه کردم...میخواهم دستهایم را به گردنت

 بیاویزم وشانه هایت راببوسم ...خسته شدم بس

                       که تنها ایستادم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:25  توسط امیر | 

               ياد ان شب كه ميان من و او پردهاي

             جز سر گيسوي شبانگاه نبود     

       لب او بر لب من بود و به حسرت ميگفت

        كاش كه عمر وصال اين همه كوتاه نبود 

     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:24  توسط امیر | 

 

   گفته بودی گر بوسه دهم توبه کنی
 
   که دگر بار زاینگونه خطاها نکنی
 
   بوسه دادم چو برخاست لبم ازلب تو 
 
    توبه کردی که دگر توبه بی جا نکنی
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:23  توسط امیر | 

خط پایان زندگی

میرسد روزیکه بی من روزها رو سر کنی

میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

میرسد روزی تنها در کنار غیر من

شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 16:15  توسط امیر | 
 


 



bestfotobestfoto







ميخوام از تو بگويم ميخوام اشكهاي تورو بسرايم

وقتي همه ي درياها در قلب مهربانت جاي دارند چرا من يه قطره ي پر هياهو نباشم؟

چه شبها كه با ياد تو فانوس دعا در ايوان تنهايي اويختم

چه روزها كه به ياد توبا درختان پر حوصله درد دل كردم

انقدر منتظر مانده ام كه همه ي پنجره ها مرا ميشناسند

چرا دلم تو رو نخواد؟ چرا دلم برات تنگ نشه؟

چرا دستهاي تو رو ستايش نكنم؟چرا خوشبوترين گلهاي دنيا روبرات نچينم؟

چراعطرماه را در شيشه اي نريزم وبه تو تقديم نكنم؟

اگر تو نباشي رنجهايم را به كه گويم؟

اگرتونباشي امدن صبح هم لطفي نداره

ازتوعزيزتركيست كه دردهايم را با اودرميان بگذارم؟

وزخمهاي دلم را پيش روش بشمارم؟

از تو اينه تر كيست كه دردهاي روحم رابه من نشان دهد بي انكه سر زنشم كند؟

عزيزم مرابخاطرهمه ي نامه هايي كه برايت ننوشته ام ببخش!!!!

مرا به خاطر لبخندهايي كه زنداني كرده ام واز تو دريغ داشته ام ببخش!!!!

بهترينم.......صدايم را ببخش.......لبخندهايم راببخش.......اشكهايم راببخش!!

فقط تورادوست دارم!!!!!!!!






شب را بهانه کردم و یک دریا بگریستم

تا کسی نداند که گرفتار کیستم خواست لب بر شکایت باز کنه

لب نهادم بر لبش تا بسته شد عاشقت بودم

دیوانه حسابم کردی آشنا بودم و بیگانه حسابم کردی

با مداد رنگي هام ياد خوب امدنت را نقاشي كردم


و جاده ي سفيد رفتنت را خط خطي


كسي نيست كه زندگي را برايم ديكته كند


و غلط هايم را بگيرد


و دور روزهاي اشتباهم خط قرمزي بكشد

و مجبورم كند از روي تجربه هايم ده بار بنويسم

انانكه براي يك بوسه ي معشوقه وفادارانه جان مي دهند

كساني هستند كه درخشندگي نور زندگي جاودان را در لبان سرخ ز

بيابان جهان احساس ميكنند

 

 

باران



تعبير نگاه


عشق تعبير نگاه چه كسي هست؟؟؟؟


ان كه از جان گذرد و به پاي معشوق پر و بالي بزند؟


يا كه از بيشه ي دور سبدي ازگل ياس


به تو تقديم كند


كه سراسر شوري و پر از عاطفه


بازهم ميپرسم


عشق تعبير نگاه چه كسي هست؟؟؟؟


 

 

معما


وقتي كه دست عزيزت يه نوازشگر خوبه وقتي كه طلوع چشمات

دشمن هر چي دشمنه


وقتي كه سايه ي اسمت رو لبام خونه داره وقتي كه زخم نفسهام بي

تو مرهم نداره


تو بگو جز تو كيه كه منو تنها نذاره؟ كسي هست اگه كه رفتي واسه

من بشه ستاره؟


راستي كه تو بر ميگردي تا كه بغض من بميره كي ميايي كه مرغ

شادي تو نگام پر بگيره


يه تبسم از نگاهت واسه من تموم دنياست وقتي چشماتو ميبندي

زندگي واسم معماس

 

 





خسته!!




گمانم اين بود که اگر به دستانت تکيه کنم پشتم به کوه است
چه تصور ابلهانه اي ، باورم نميشد که روزي با دست تو بشکنم
ميگفتي توي اين دنيا هر چيز محالي ممکن است...باورم نميشد
اما ديگر برايم باور شد
که بهترين ادمها ميتوانند بدترين شوند
و تو که روزي بهترين بودي...ناگهان بدترين شدي...
چه چيز را ميخواهي به رخم بکشي؟
سادگيم را ؟
اما بدان...سادگيم را ساده نگير
باورت کردم...به خيال خامم که تو هم باورم کردي...
با تو دنيايي نقره اي ساختم
با تو نفس کشيدم...
به تو اميد بستم...
چه راحت شکستي و رفتي...
چه بي خيال اتش زدي...اين دل بي درمان را...
چه دير شناختمت ، افسوس ميخورم که چرا اينقدر بدبخت وساده بودم...
تو زلاليم را نديدي ، به بازيم گرفتي حداقل براي بار اخر منو به بدترين شکل بازي دادي..
مرا ، احساسم را به بازي گرفتي...
من بازيچه نيستم...عروسک هم نيستم ، تو به من دروغ گفتي...
اما...
من نمي بخشمت ...






 




بوي خوب دل سپردن

نه ديوونم نه مجنون نه خوابم نه ويرون


من فقط عاشقت هستم مثل لب تشنه ي بي جون


تو اميد لحظه هامي تو قشنگي شبامي


توي شباي غربت توي تنهايي باهامي


نمي گم خون رگامي يا برام ماه شباي


ولي ميدوني عزيزم عشق تو رفيقه با من

خونه بوي تو رو ميده بوي خوب دل سپردن

راستي تو چه نسبتي با ياساي توي باغچه داري

كه هميشه عطر عشقت ميسازه منو بهاري

يادمه روزاي اول با تبسمي دلم رفت

اون روزا بودم من ساده و زيرك و سر مست

روزا بي قرار ديدن شبا خواب تورو ديدن

ولي شرم دلم نمي ذاشت بگم عاشقتم من

حالا چند ماهي گذشته از شروع اشنايي

حالا هر دمون ميدونيم عشقمون شده الهي

مي خوام از عشقت بخونم تا ابد باهات بمونم

تا بدوني خواستن تو ريشه كرده تو جونم

تا هميشه زير دينم واسه اين عشق الهي

اگر تو نبودي شايد ميرسيدم به تباهي.





ای کاش در چشمهایت تردید رادیده بودم/یا از همان روز اول از عشق ترسیده بودم
ای کاش آن شب که رفتم از آسمان گل بچینم/جای گل رز برایت پروانگی چیده بودم
گل را به دست تو دادم حتی نگاهم نکردی/آن شب نمی دانم اما تا صبح لرزیده بودم
انگار پی برده بودی دیوانه ات گشته ام من/تو عاشق من نبودی و دیر فهمیده بودم
از کوچه ها می گذشتیم حتی نگاهم نکردی/چشمت پی دیگری بود اما نفهمیده بودم
تو اهل آن دوردستی من اثیر زمینی/عشق زمین و افق را ای کاش فهمیده بودم
انگار تقصیر من بود حق با تو و آسمان است/وقتی که تو می گذشتی از دور خندیده بودم
اما به پروانه ها سوگند تنها گناهم همین است/جای تو بودم اگر من صد بار بخشیده بودم





 






 

دلم دل نیست . دریا نیست.
مردابست.
که موجی هم سراغش را نمیگیرد.
که نوری هم به رخسارش نمی تابد.
نه شوق زیستن دارد
نه می میرد.





شاید درمیان عکسهای آلبوم عکس

یا درمیان لانه پرندگان

یا درنگاه معصومانه گنجشک بتوانم :

توراپیداکنم .

نمیدانم ...

شاید درکوچه بهار

هنگام تماشای پائیز

وقت عبورپرستوبتوانم :

عشقم را تماشا کنم .

نمیدانم ...

شایدهنوزهم درخیال خود بتوانم تو را با دسته گلی زیبا

در کنار گل شمعدانی

درآغوش مهربانی

با یک سبد لبخند

پیدا کنم.

پیدایت کنم وبگویم دوستت دارم...




ديشب دلم گرفته بود ، مثل هواي بارونيدلم هواتو كرده بود ، هواي شيرين زبو نيتدلم ميخواست گريه كنم ، بگم كه سخته تنهايياي همصدا اي آشنا ، بگو كه پيشم مي مونينمي دونم چه حالي و كجايي و چه مي كني ولي صدات تو گوشمه ، مي گي كه اينجا مي مونيرفتم كنار پنجره ، گفتم شايد ببينمتديدم محاله ديدنت ، چون گل بايد بچينمترو صندلي نشستمو يهو ديدميه قاصدك اومد پيشمخبر آورد اي آشنا ، يه رازي را بهت بگم ؟گفتم بگو : آهي كشيد، اومد نشست رو شونه هاميواشكي چشماشو بست ، تا نبينه اشك چشاممي گفت كه تو يه راه دوريه راه دور و سوت كورمسافري نشسته بود مسافره غريب و دلشكسته بوداز تو همش شكوه ميكردبا اشك گرم و دل سردمي گفت كه يادت نمياداون روزاي آخريهچه قدر دلش مي خواست كه تو نگاش كني ، صداش كنيبهش بگي دوسش داري به شرطي تنهاش نذاريتا اومدم بهش بگم برو بگو دوسش دارم ، پاش مي شينمديدم كه اون رفته بود ومنم دارم خواب مي بينم


 

همین امروز یا فردا تو را از دست خواهم داد
چگونه بگذرم از تو
بگویم هر چه با دا با د
تو خواهی رفت می دانم اگرچه دوستم داری
ودرشبهای من عمری گل فانوس می کاری
مگر هر قصه شیرین شبی پایان نمی گیرد ؟؟
و تو ان قصه ای هستی که بی پایان می میرد
پس از تو تا ابد مثل خزان متروک می مانم
سراغ از من نمی گیرد اقاقی خوب می انم
و مثل پشته ای هیزوم و خواهد شد
و عمرش به همین اتش فقط محدود خواهد شد
منم با رفتنت بی شک شوم خاکستری خاموش
که داغ مرگ را
تنها به سختی می کشد بر دوش
بهشت من! بدون تو فقط هم صحبتم اه است
مگر این را نمی دانی که دوزخ بی تو در راه است؟؟
نمی دانم چرا پرم از دلهره بی تو و می افتد به جان من غمی مثل خوره بی تو...
تمام لحظه هایم را هراس الود می بینم
فقط نا باوری را از درخت عمر میچینم
مرا با این پریشانی کسی جز من نمی فهمد
شکستن های روحم را کسی جز تن نمیفهمد
همیشه فکر میکردم برایت ارزو هستم
همان یک روزن نوری را که داری پیش رو هستم
ولی اکنون می بینم تمامش خواب بود و بس
خیال تشنه از رویا فقط سراب بود و بس
مسیر چشمانت را
شبی ناگاه گم کردم
چراغی نیست راهی نه
چگونه بی تو برگردم؟؟؟؟؟؟؟
نمی دانی چقدر از این شب دل تنگ می ترسم
از اواز تنهایی از این اهنگ می ترسم
تو دستم را نمی گیری که از این خاک برخیزم
و به سوی اسمانی که بنام توست بگریزم
سرنوشت من همیشه مقیم درد اباد است
کدامین دست ویرانگر در خوشبختنیم را بست؟
ببین ای دوست که مرگ دل چگونه سوگوارم کرد
رسید لحظه اندوه بار خواب و بیقرارم کرد
دلم در بستر دوری بسان بید می لرزد
به جانت جان شیرینم به دیدارت نمی ارزد

_________________
همه شب صورت خود را به خدا خواهم کرد...
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد...
تا که جان دارم وبر سینه نفس می آید...


   
 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 17:41  توسط امیر | 



        اتللو و دزدمونا(عشاق درام ويليام شكسپير)
         
        امير ارسلان وفرخ لقا( عشاق قديمي افسانه هاي فولكوريك ايران)
         
        بهرام و گل اندام(عشاق قديمي افسانه هاي فولكوريك ايران)
         
        بيژن و منيژه( عشاق شاهنامه فردوسي)
         
        پل ويرژيني( عشاق رمان تاريخي برناردن دوسن پير)
         
        خسرو شيرين( در داستاني از نظامي گنجوي)
         
        رومئو و ژوليت( عشاق درام شكسپير)
         
        رابعه و بكتاش( از افسانه هاي اعراب است كه به زبان فارسي نيز در آمده
        است)
         
        زال و رودابه(از شاهنامه فردوسي)
         
        زهره و منوچهر(از ديوان ايرج ميرزا)
         
        سلامان و ابسال(از جامي)
         
        سليمان و ملكه صبا( ازداستان هاي تورات)
         
        سامسون و دليله( از داستانهاي تورات)
         
        شيرين و خسرو(از امير خسرو دهلوي)
         
        فرهاد و شيرين(از وحشي بافقي)
         
        كلئوپاترا و ژوليوس سزار و آنتوان( داستان عشق كلئوپاترا ملكه مصر به دو سردار و قيصر روم)
         
        ليلي و مجنون( اصلش عربي بوده ولي در اشعار شعراي فارسي منجمله نظامي و جامي و مكتبي شيرازي نيز آمده است)
         
        مادام پمپادور و لويي شانزدهم پادشاه فرانسه
         
        كاري آنتوانت(زوجه لويي شانزدهم) و كاردينال روهان
         
        ناپلئون و ژوزفين
         
        نورجهان (ايراني) و جهانگير(هندي)
         
        وامق و عذرا(در داستاني از عنصري)
         
        ويس و رامين(از فخرالدين اسد گرگاني)
         
        هماي و همايون(از خواجوي كرماني)
         
        يوسف و زليخا( از جامي و آذر بيگدلي)


http://hometown.aol.com/mysecretsilence/images/love.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 17:31  توسط امیر | 
مجوعه جملاتي زيبا در مورد دوست و دوست داشتن...

دوست كسي است كه من با او ميتوانم صميمي باشم و جلوي او با صداي بلند فكر كنم.

براي خواندن ادامه متن روي ادامه كليك كنيد



رفاقت به معني حضور در کنار فردي ديگر نيست بلکه به معني حضور در درون اوست


قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود ندارد


هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

يگانه خواهي شد.... و دنيا را در آغوش خواهي گرفت تنها اگر موضوعات گذشته را فراموش کني و از نو شروع کني ! فرشته ي کوچک ... ميلاد دوباره ات مبارک

خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده

خداوند اغلب اوقات به ديدن ما مي آيد ولي اکثر مواقع ما خانه نيستيم

براي آنكس كه تو را در آئينه مي بيند جوابي مناسبي داشته باش

برگ در هنگام زوال مي افتدميوه در هنگام کمال مي افتدبنگر که چگونه مي افتي چون برگي زردو يا سيبي سرخ

آنچه که هستي هديه خداوند به توست و آنچه که مي شوي ، هديه تو به خداوند. پس بي نظير باش..
کسي که در زندگي چرايي داشته باشد با هر چگونه اي خواهد ساخت ! (viktor francle)


به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته

باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است



عشق، افسر زندگي و سعادت جاوداني است. (گوته

مايوس نباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري،در را باز کند.
چيزي را که مي خواهيد با تهديد به دست بياوريد با تبسم زودتر به آن ميرسيد.

به هر کاري که اراده کنيم،توانا هستيم،اگرآنگونه که سزاوار است،پيگير آن باشيم

سلام تنها هديه اي است که هزينه نداره

در هر ملت چراغي است كه به عموم افراد نور مي دهد و آن معلم است
از دست دادن اميدي پوچ و آرزويي محال خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است


گاه يك لبخند، يك جمله كوتاه، يك خط و يا يك نگاه مي تواند بهترين هديه باشد

سرنوشت سه دفعه بهت دروغ ميگه؟ اولين بار وقتي به دنيات مياره دومين بار وقتي عاشقت ميكنه سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس

آدم‌ها مثل يه كتاب ميمونن كه تا وقتي تموم نشدن، براي ديگران با ارزش هستند، پس مواظب باش كه خودت رو تند تند براي ديگران ورق

عشق مانند جنگ است......آسان شروع مي شود.......سخت پايان مي يابد.........و فراموش کردنش محال است.

فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند

هیچ گاه چشمانت را برای کسی که مفهموم نگاهت را نمی فهمد گریان نکن

هميشه سقوط آدم از وقتي شروع مي شود که فکر مي کند دارد پرواز مي کند

چرا ما تنها زماني به خدا رو مي كنيم كه بخواهيم از غير ممكن ،ممكن بسازيم؟

زیبایی زندگی در آنچه بدست آوردیم نیست...زیبایی زندگی به راهیست که رفته ایم. 2- ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم، ما حتی بر کرۀ زمین هم زندگی نمی کنیم، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم



ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند


دوست كسي است كه من با او ميتوانم صميمي باشم و جلوي او با صداي بلند فكر كنم. امرسون

تقدير چيزي جز علل دانسته نشده نيست

عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه



هميشه وقتي داري گريه ميکني اوني که آرومت ميکنه دوستت داره ولي اوني که بات گريه ميکنه عاشقته


هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي بدان كه اشكال در كوچكي قلب توست نه در بزرگي گناه
مانند پرنده اي باش که روي شاخه سست وضعيف لحظه اي مي نشيند
و آواز مي خواند
و احساس سرما مي کند شاخه مي لرزد
به آواز خواندن خود ادامه مي دهد ولي با اين حال
زيرا مطمئن است
که بال و پر دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 14:3  توسط امیر | 

 

معشوقتان را هر روز و هر ساعت صدا بزنید و فقط به او بگویید:

(( دوستت دارم))

نقاشی از قلب بر روی چند کاغذ بکشید و بعد آنها را به همراه یک یادداشت به همسرتان بدهید که اینها کوپنهای

عشق هستند و او در عوض ارائه هر یک می تواند مقداری زیادی عشق از شما طلب کند.

به خاطر تهیه کردن یک دو جین گل رز خودتان را به دردسر نیندازید یک عدد گل سرخ هم کافی است اما حتما

مطمئن شوید یادداشتی که بر روی آن چسبانده اید تمامی احساسات قلبی شما بیان می کند. حتی ممکن

 است یک غزل و یک ترانه عاشقانه نیز این کار را به بهترین وجه انجام دهد.

شما قادر خواهید بود یادداشتهایی مثل جملات زیر روی جعبه هدایا و یا جعبه جواهرات بچسبانید:

همیشه و تا همیشه با عشق.......

پرندگان برای بقای زندگی به دنبال جفت می گردند....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 13:52  توسط امیر | 
حتی حالا هم که منو اصلا نمیخواد میخوام بگم  

                            خیلی دوست دارم

تو به من گفتی:

 

                     پاي من جونيتو هدر نکن دلبر ناز
                               باخت من کافيه ديگه تو به پاي من نباز

                       توي قلب مهربونت واسه من خونه نساز

                    من بازنده خوب ببين برو تنهام بذار
                                 من يه پائيزم ولي تو چي گل بهار

                         دل به کي بستي عزيزم به من بيکس و کار

                         قدر دنيا رو بدون لحظهاشو حروم نکن
                                        برو 2 روز دنيا رو با من حروم نکن

                    منو باز با اشکاي قشنگت روبه رو نکن

                                           اخه من خودم ته راهو ديدم سياهيه
                   اخر اين همه عشقو عاشق و عاشقي تباهيه

                           انگاري تو تنگ اين دنيا جاي يه ماهيه

 

اما من به تو گفتم:

 


               يه لحظه هم نميتونم باور کنم نباشي 
                                      من حاظرم بميرم و
                                               فقط تو زنده باشي
                                            وقتي که هستي هستيم
                                                          تمام خاک دنياست
                                            شاهد عشق پاک ما
                                   اشک کنار درياست

                           روزگارم ديگه نميتونه تو رواز من بگيره
                                 اخه اونم ميدونه که نفسم به نفس تو گيره
                         اره کار دل منو تو ديگه از عاشقي گذشته
                                       بيا با هم نذاريم رويا دريا بميره

 

                       يه لحظه هم سخته که بودنت رو حس نکردن

                                    يه حسي شبيه حس سرد و تلخ مردن

 

                        نميتونم


                                 نميزارم


                                            نميخوام

 
                                                       نميشه

                     تموم لحظه هامون به خاطره سپردن

                          يه ثانش يه عمره که فکر کنم ديگه نيستي

                                اهاي جداي نميزارم پيشمون بايستي

                                 من از خدا ميخوام که عشقمو واسم بذاره

                     تو هم بدون ديگه برام يه عشق ساده نيستي


                              روزگارم ديگه نميتونه تو رواز من بگيره
                                اخه اونم ميدونه که نفسم به نفس تو گيره
                    اره کار دل منو تو ديگه از عاشقي گذشته
                                      بيا با هم نذاريم رويا دريا بميره

 

           اما قرار بین منو تو

.
                 قرار تنهايي ما روز جدايي فردا بود
                      خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود

                   فردا قرار بود منو تو از همديگه جدا بشيم
                           فردا قرار بود همدم گريه بيصدا بشيم

                از تو چه پنهمون گل من من خيلي وقته بي توام
                        ديروز فردا نداره برام چه سخته بي توام

                     يادش بخير قلب تو بود براي من سنگ صبور
                       ميخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتي به زور

                        حالا که نيستي لااقل تسکين به قلب من بده
                      اون که نخواست پيشم باشي حالا کجاست صبرم بده

                                چه جوري باور بکنم رقيب من نازت کنه
                                      شبا کنارت بخوابه از خواب بيدارت کنه

                                 يادته که زير بارون تو دعا کردي بميرم
                                    من قول دادم که ديگه عکستو بغل نگيرم

                        تو دعات گرفتو مردم اما عاشقم هنوزم
                             با همون يه قاب عکست ميگذرونم شبو روزم

                              لحظه هاي اخر تو ميره از يادم به سختي
                  بدرقت اودم اما دست تکون ندادي رفتي

                     يه دلخوشي دارم هنوز حالا که دارم ميميرم
                                 هر وقت که بارون بباره تو رو کنارم ميبينم

                       نگاه به چشم خيس من به عشق پاکم نکنيد

                         رفیق من رفته سفر چند روزی خاکم نکنید

    شايد که اون خوشش نياد که من تو خاکو خون بي غمم  مردم چرا اون نمياد با گل            سرخ به ديدنم
توقع داشتم ميميرم حداقل نگاه کنه حتي نيومد لحظه اي با جسم من وداع کنه

 

                       اما بازم دوستش دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 13:45  توسط امیر | 
من باختم

                             دیگه از جونم چی میخوای

                                          بیا بازی تموم کن

                          نه دیگه به فکر من باش

                                                          نه دیگه عمرو حروم کن

                             خیلی راحت بگو اره

                                              بازی بردی باختم

                                                        من ساده تو خیالم

                                     چه بتی رو از تو ساختم

                                                     برو طاقتم تمومه

                                                           نذار دلبسته تر بشه

                                       اولین و اخرین عشق

                                                 نمیخوام درد سرت شه

                                                     به خودت گفتی مهم نیست

                                                     دیگه دلبسته پیره

                                      اونجوری که ساده اومد

                                                           خودشم میزاره میره

                                     عشق واسه تو یه بازیه

                                                    بازی بی حرمت و پست

                                      سر سلامت خوب من

                           گذشتم از هر چی که هست

                                               میپارمت دست خدا

                                                      خودش میده جوابتو

                                     دنیا با هر چی هستو نیست

                                                                به نام ما به کام

                                                                      تو خیالم توی رویا

                                                تو دارامت عزیزم

                                                     باشی ونباشی با من

                                                             تویی عمرم همه چیزم

                                   تو چه باشی چه نباشی

                                           سهم من از تو دریغه

                                                   حرفامو کسی میفهمه

                                           که اسیره نارفیقه

                                                    کاری از من بر نمیاد

                                                                   کوه دردم ولی خاموش

                                              خبری از من نمیگیری
                                                                   شایدم شدم فراموش

                                                  میدونم منو نمیخای

                                                              تو رقیبام من شدم رو

                                 همین چند روزم که بودم

                                                               یا کلک بود یا ترحم

                                            چندمین بیچاراتم من

                                                                  اولینم شایدم صد

                                              اخه خوب اینتو میدونم

                                                        عشق من دل تو رو زد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 13:43  توسط امیر | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 0:3  توسط امیر | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 0:0  توسط امیر | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بنام خدایی که عشق را آفرید تا عاشقان را دیوانه کند
با سلام اسم من امیر واحدی و بچه تهران هستم از کسانی که به این وبلاگ نظر میدن ممنون هستم.
اگرکسی نوشتههای عاشقانه،جک و.... داره میتونه به این شماره ارسال کنه،09363503523از کسانی که من را یاری می کنند ممنون هستم.

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
آرشیو موضوعی
کی میخات منو ببینه؟
عکس
نویسندگان
امیر
آرش
عسل
مهتاب
پیوندها
نصب کولر
عشق
قصر عشق
تا ابد دوستت دارم
اينم مشهدي
بیا تو بازی نرم افزار جدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM